تبلیغات شما اینجا طراحی سایت خرید فالوور حرف اخر
بستن تبلیغات [X]
اخبار جذاب



باکو پایتخت کشور جمهوری آذربایجان بزرگترین شهر و بندر این کشور است و بر کرانه غربی دریای خزر و در شبه جزیره آب شوران قرار دارد. بر مبنای اسناد تاریخی، باکو یکی از کهن ترین شهرهای شرقی است. این منطقه همچنین یکی از مناطق نفت خیز جهان است. مجله نامدار فوربس، باکو را کثیف ترین شهر جهان نامیده است؛ شهرتی که وامدار آلودگی شدید و خطرناک هوای ناشی از استخراج نفت و حمل و نقل است.

با این حال این شهر برای گردشگران به مراتب دلچسب تر از لندن کثیف است. به باور بسیاری، باکو از نام کهن پارسی بادکوبه می آید که اطلاق به جایی دارد که شدت باد در آن زیاد است. زمستان های باکو نیز به کوبندگی توفان ها و بادهای خشن معروف است. دیگران باکو را آمده از بغ کوه (کوه خدا) می دانند.

باکو از سه منطقه اصلی تشکیل شده: ایچری شهر (باستانی)، بخشی که در دوران سوسیالیستی بنا شده و اکنون در حال نوسازی است، دیگری بخش جدید و نوساز شهر است.

دیدنی های باکو

باکو پایتخت کشور جمهوری آذربایجان بزرگترین شهر و بندر این کشور است


دیدنی های باکو
باکو شهری غریب، پریشان و صنعتی است اما همچنان شهری جذاب برای گردش است. می توانید پیاده به اکتشافات خود بپردازید، گرچه نقشه ها چندان هم قابل اعتماد نیستند اما صادقانه نیاز چندانی هم به آنها نخواهید داشت.

دیدنی های باکو

باکو یکی از کهن ترین شهرهای شرقی است


فضای دلنشین میدان فواره، قطار کافه ها و چایخانه ها، خیابان های انباشته از مراکز خرید، چشم اندازهای بادگیر از خزر، تفرجگاه های ساحلی با درختان سرو و زیتون، کانال های آبی بتونی که یادآور ونیز هستند و ... همه فضایی دلکش را برای چنین شهری پدید می آورند.

اگر می خواهید خود را گم کنید، شهر باستانی را پیشنهاد می کنیم. باکوی کهن با حصارهای قرون وسطایی خود، میزبان کاخ شیروان شاه و چندین موزه و مسجد با مناره های دیدنی است. اگر راه خود را از سوی کاخ به سمت دریا کج کنید، در مسیر به ملاقات برج غول پیکر دختر می رسید. برای رسیدن به بالای برج دختر باید پله های مارپیچ را طی کنید تا از بالای آن نمای 360 درجه از شهر را ببینید. این قلعه که به زبان ترکی «قیز قله سی» گفته می شود، 29.5 متر طول، 16 متر عرض و 6 طبقه دارد. جالب است که در گذشته این قلعه نیایشگاه آناهیتا و زرتشتی ها بوده است. این برج جزو میراث جهانی یونسکو است.

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

قیز قله سی


قوباستان
قوباستان کوه آتشفشانی عجیبی است که می توان انواع حجاری های روی سنگ عصر سنگ و برنز را روی آنها مشاهده کرد. این کوه نیز از دیگر جاذبه های شهر باکو است. پرسه های بی هدف شامگاهی در خیابان های باکو بسیار دوست داشتنی است. ذخایر نفتی باکو در اواخر قرن نوزدهم میلادی پای سرمایه داران و روچیلدها را برای افزایش دارایی به این شهر باز کرد و به دنبال آن مقاطعه کاران شهر را خیابان به خیابان گسترش دادند.

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

باکو شهری غریب، پریشان و صنعتی است اما همچنان شهری جذاب برای گردش است.


آپارتمان های نقلی دوران سوسیالیسم که بسیاری تاکنون مخروبه و غبارآلود هستند با هیبت ترسناک و بالکن هایی پیش آمده سوی خیابان همچنان نمایی برازنده را به خیابان عرضه می کنند.

تالار اپرا جولانگاه خنیاگران و نقش آفرینان بسیاری بوده و هست. شارل دوگل در 1944 پیش از دیدار با لنین برای نمایشی در این تالار توقف کرد. موزه فخیم لنین اکنون به موزه فرش بدل شده و خانه فرش ها و بافته های زیبای بسیاری است. موزه دولتی هنر روبروی تالار فیلارمونیک نیز از همان خانه های سرمایه داران نفتی است که امروز آثار هنرمندان آذری و غربی را نگهداری می کند. اطلاعات دیگر: تور تایلند

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

تالار اپرا


کمی دورتر، در شبه جزیره آبشوان، دیدنی های بسیاری چون آتشکده آتشگاه و کوه یانار داغ که بیش از هزار سال همچنان مشتعل است وجود دارند و می توانید با تاکسی یا وسایل حمل و نقل عمومی به آنها دسترسی یابید. در مسیر نیز شاهد زمین های بایر نمکی یا حوضچه های طبیعی نفت که به سطح زمین تراوش کرده اند خواهید بود. سواحل شیخووو و هزار و یک شب نیز از جمله سواحل دیدنی دریای خزر هستند.

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

کوه یانار داغ


هتل ها و میهمانخانه های باکو
رشد و توسعه هتل ها در باکو آهنگی کند دارد. برخی از آنها به سر و شکل خود جانی تازه داده اند و برخی دیگر کاربرهای دیگری یافته اند. کیفیت هتل ها تنوع بسیار دارد، بد تا عالی رقابت میان هتل ها مراحل بدوی خود را می گذراند و قیمت ها تقریبا بالا هستند چرا که بسیاری از میهمانان را تجار و صاحبان صنایع نفتی شکل می دهند تا گردشگران.

بسیاری از هتل ها در دستان دولت هستند که همچنان با آیین سوسیالیستی پیشین خود گردانده می شوند و البته با کمی ادویه مافیای محلی، هرگونه انتقادی بر خدمات آنها غیر ضروری است. در بسیاری از هتل ها اقدامات امنیتی واضح و بعضا فضولانه است. در آذربایجان واژه حریم شخصی در معنی اندکی غریب است. هتل های کوچک و متوسط اگر مستقیم اقدام به رزرو کنید، اغلب نرخ های معقولی را پیشنهاد می دهند.

باکو از فقدان هتل های مناسب با بهای متوسط و هتل های طراحی شده برای گردشگران رنج می برد. به جبران آن حیطه وسیعی از آپارتمان های مبله برای اجاره کوتاه مدت مهیا هستند. با مراجعه به آژانس های مسافرتی محلی می توانید این گونه آپارتمان ها را بیابید. اجاره یک آپارتمان مناسب در مرکز شهر چیزی حدود 30 دلار برای هر شب هزینه می برد.

آیین زرتشتی
در آتشگاه سوراخانی می توانید از نزدیک شاهد آیین زرتشتی باشید. این معبد توسط زرتشتیان ایرانی که در قرن 18 میلادی در باکو زندگی می کردند ساخته شده است و هنوز هم هر از گاهی رقص های مذهبی در آن انجام می شود. این آتشگاه تشکیل شده از یک حیاط است که با خانه های روحانیون زرتشتی محاصره شده است. این معبد در سال 1975 به موزه تبدیل شد و در سال 1998 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.همچنین بخوانید: تور مالزی

بهترین زمان سفر
بهترین زمان سال برای سفر به باکو بین ماه های فروردین تا دی ماه است؛ زمانی که هوا بهترین چهره خود را به نمایش گذاشت. نوروز در آذربایجان نیز به عنوان یک عید ملی گرامی داشته می شود و جشن های بسیار باشکوهی در شهر برگزار می شود. ایرانیان بسیاری این فرصت را مغتنم شمرده، تعطیلات نوروزی خود را در این شهر سپری می کنند.

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

بهترین زمان سال برای سفر به باکو بین ماه های فروردین تا دی ماه است


رستوران های باکو
برای آذری ها، غذا بخش مهمی از فرهنگ را می سازد و ریشه در تاریخ، سنت و ارزش های ملی دارد. باروری زمین و منابع غنی آبزیان دریای خزر تنوع غذایی غنی را پدید آورده است.

آذربایجانی ها بیش از 30 نوع آش، شامل آنهایی که با ماست تهیه می شوند، انواع کباب و ششلیک، کوفته و پلو دارند. طرز طبخ و طعم این غذاها با آنچه اقوام آذری ساکن در ایران تدارک می بینند اندکی تفاوت دارد. تنها تسلط چندین ساله حکومت کمونیستی شوروی تاثیراتی بر مواد اولیه غذایی گذاشته است. به عنوان مثال امروزه کمتر از برنج و بیشتر از سیب زمینی در تدارک غذا بهره گرفته می شود.

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

برای آذری ها، غذا بخش مهمی از فرهنگ را می سازد و ریشه در تاریخ، سنت و ارزش های ملی دارد


انواع میوه خشک شده نیز در طبخ غذا مورد استفاده هستند. آذری ها همچنین در بهره گیری و وفور انواع سبزیجات در غذاهایشان مشهورند و جدای آن بشقاب سبزیجات تازه عموما به همراه غذا سرو می شود. غذای مردم این کشور تلفیقی از غذاهای ترکی و مواد آسیایی است. در چایخانه های این کشور مردها دور هم جمع می شوند و علاوه بر نوشیدن چای سیاه، تخته نرد بازی می کنند.( بازی تخته نرد یکی از سرگرمی های کهن ایرانی ها و مردم خاورمیانه از حدود 2000 سال پیش تاکنون بوده است که ریشه آن به هندوستان باز میگردد.)

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

آذری ها در بهره گیری و وفور انواع سبزیجات در غذاهایشان مشهورند


از مشهورترین غذاهای آذربایجان باید به لایولیا کباب اشاره کرد که از ترکیب (گوشت چرخ کرده طعم دار شده با ادویه در سیخ همچون کباب کوبیده) پخته می شود. چای نوشیدنی اصلی مردم آذربایجان است. آن را پیش از صرف غذا می نوشند و همچنین برای خوشامدگویی به میهمانان مهیا می شود. بیشتر بدانید: تور باکو

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

در رستوران های باکو، برای انواع ذائقه ها غذا یافت می شود


مجموعه گسترده ای از رستوران های خوب در باکو وجود دارد. جدای از بهای مناسب، برای انواع ذائقه ها غذا یافت می شود. غذاهای آذری، فرنگی، ایرانی، آسیایی و غذاهای سریع را به راحتی می توانید بیابید.

چایخانه های فراوانی نیز در شهر پراکنده اند. برای لمس فرهنگ محلی سری به آنها بزنید و از چای به همراه شیرینی لذت ببرید. چالش مسابقه بر سر نرد یا دومینو نیز بخشی دیگر از تفریحات چایخانه ای است.

راهنمای سفر به جمهوری آذربایجان
برای سفر به آذربایجان راه های مختلفی وجود دارد. 1- زمینی (از طریق آژانس های مسافرتی معتبر) 2- ماشین شخصی (گواهینامه بین المللی و کاپتاژ وسیله نقلیه لازم می باشد.) 3- هوایی (با هواپیمایی ایران ایر و آزال آذربایجان) 4- دریایی (از طریق بندر انزلی و نوشهر)

باکو،جاهای دیدنی باکو,جاذبه های گردشگری باکو

فرودگاه بین المللی «حیدر علی»



ن : khatereh
ت : شنبه 23 تير 1397

سرگیجه یکی از بدترین احساساتی است که می‌توانیم تجربه کنیم. دلایل این مشکل می‌تواند جزئی یا جدی باشد. موارد زیر 9 دلیل بالقوه برای بروز سرگیجه هستند.


سرگیجه یکی از بدترین احساساتی است که می‌توانیم تجربه کنیم.دلایل این مشکل می‌تواند جزئی یا جدی باشد. موارد زیر 9 دلیل بالقوه برای بروز سرگیجه هستند.

میگرن: توجه داشته باشید که سرگیجه گاهی ناشی از عوامل جدی‌تری مانند میگرن، عفونت یا سکته مغزی است.

قند خون پایین: چه دیابتی باشید و چه نباشید افت قند خون می‌تواند باعث لرزش و سرگیجه شود. برای بهبود این حالت باید فورا با مصرف یک میان وعده شیرین قند خون خود را افزایش دهید.

کم آبی: کم آبی بدن از عوامل ایجاد سرگیجه است. حتی کمترین میزاناز دست دادن مایعات بویژه بر اثر تعریق در فصول گرم می‌تواند به بروز سرگیجه منجر شود. به‌خاطر داشته باشید که همیشه مایعات کافی مصرف کنید.

عفونت گوش: عفونت گوش داخلی که بر اثر عواملی مانند عفونت سینوسی، سرماخوردگی، ویروس یا باکتری ایجاد می‌شود سرگیجه و مشکلات حالت تعادل را به‌دنبال دارد. بهتر است مشکل را با پزشک درمیان بگذارید.

داروها: گاهی سرگیجه از عوارض جانبی مصرف برخی داروهاست. اگر بعد از مصرف برخی داروها دچار سرگیجه شدید آن را با پزشک درمیان بگذارید.

کم خونی: یکی از شایع‌ترین علائم کمبود آهن سرگیجه است که به همراه علائم دیگری مانند خستگی و تندشدن ضربان قلب بروز می‌کند. درمورد راه‌های جبران کمبود آهن با پزشک مشورت کنید.

آلرژی‌ها : وقتی عوامل حساسیت‌زا مانند گرده گل‌ها، گرد و غبار یا شوره حیوانات خانگی وارد بدن می‌شوند، می‌توانند انسداد یا التهاب گوش میانی و درپی آن سرگیجه را به‌دنبال داشته باشند.

فشار خون پایین: سرگیجه ناشی از فشار خون پایین خود را هنگام تغییر وضعیت از حالت خوابیده به نشسته یا نشسته به ایستاده نشان می‌دهد. فشار خون پایین جریان خون به مغز را کاهش می‌دهد و باعث ایجاد سرگیجه می‌شود.

بیماری مِنِیر: اگر احساس پری گوش یا وز وز گوش را همراه با سرگیجه تجربه می‌کنید، مشکل شما احتمالا بیماری منیر است. در این حالت، تشکیل مایعات زیاد در گوش ایجاد سرگیجه‌ای را که دوره‌های طولانی ادامه می‌یابد به دنبال دارد.


ن : khatereh
ت : شنبه 23 تير 1397


عوامل فیلم سینمایی «دشمن زن» که این روزها در سینماهای کشور روی پرده است یکشنبه 10 تیر مهمان کافه خبر بودند.

کریم امینی در اولین تجربه کارگردانی‌اش سراغ کمدی «دشمن زن» رفته و این فیلم را با حضور بازیگرانی چون سام درخشانی، الناز حبینی، گوهر خیراندیش، بهرنگ علوی، بهاره کیان افشار، امیرحسین آرمان و ... جلوی دوربین برده است.

محمدحسین فرحبخش که پیش از این نیز تجربه تهیه و تولید فیلم‌های کمدی را داشته تهیه‌کننده این اثر است. الناز حبیبی، بهرنگ علوی، کریم امینی و محمدحسین فرحبخش به همراه جواد یساری مهمان کافه خبر بودند و پاسخگوی سوالات ما درباره این فیلم شدند.

الناز حبیبی که در کارهای کمدی ایفای نقش کرده فیلمنامه «دشمن زن» را متفاوت می‌داند و همکاری با کریم امینی را لذتبخش توصیف می‌کند.

کریم امینی به عنوان اولین تجربه کارگردانی‌اش سراغ فیلمی کمدی رفته است.

بهرنگ علوی که تا پیش از این در نقش‌های جدی ظاهر شده بود، در «دشمن زن» شخصیتی کمیک را جلوی دوربین برده است.

مشروح گفت‌وگو با عوامل فیلم سینمایی «دشمن زن» را که روز گذشته (یکشنبه 10 تیر) مهمان کافه خبر بودند به زودی در خبرآنلاین خواهید خواند.


ن : khatereh
ت : چهارشنبه 13 تير 1397

نگاهي به تاريخچه "ارمنستان" +تصاوير

ارمنستان (به ارمنی: Հայաստան، تلفظ: هایاستان) با نام رسمی جمهوری ارمنستان (Հայաստանի Հանրապետություն، هایاستانی هانراپِتوتیون) کشوری در قفقاز جنوبی به پایتختی ایروان است.



ارمنستان
نام بومی این کشور در زبان ارمنی هایک می‌باشد که در سده‌های میانه با افزودن پسوند فارسی ستان (به معنای سرزمین) به هایاستان تغییر یافت. این نام به طور سنتی از نام هایک، بنیان‌گذار افسانه‌ای ملت ارمنی و نتیجهٔ نتیجهٔ نوح پیامبر، گرفته شده است که بر اساس نوشتهٔ موسی خورنی، تاریخ‌نویس ارمنی، در سال ۲۴۹۲ قبل از میلاد بل پادشاه بابل را شکست داد و ملت ارمنی را در منطقهٔ آرارات بنیان گذاشت.

زبان ارمنی، زبان رسمی کشور ارمنستان است.

پرچم ارمنستان

پرچم ملی ارمنستان (به زبان ارمنی եռագույն, Erraguyn)، پرچمی متشکل از سه رنگ که در بالا قرمز, آبی در وسط، و نارنجی در پایین است. این پرچم در ۲۴ اوت سال ۱۹۹۰ به تصویب است.



پرچم ارمنستان


تاریخ

ارمنستان پیش از سال ۱۴۵۴ یک پادشاهی توانگر با فرهنگی پرمایه بود که در برهه‌ای از زمان همه سرزمینهای میان دریای سیاه و خزر را در بر می‌گرفت. مردم ارمنستان در طول تاریخ زرتشتی مزداپرست بودند که با شاخه زرتشتی زروانی ساسانیان تفاوتی داشت.

ارمنی‌های زرتشتی بیشتر بر پرستش مهر تاکید داشتند ولی پس از آن دین مسیحیت در این منطقه رواج یافت. در سال ۳۰۱، ارمنستان نخستین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی کشور برگزید (دوازده سال پیش از روم).

ارمنستان در طول تاریخ خود محل نبرد جهانگشایان و آوردگاه امپراتوری‌های رقیب متعددی بوده‌است. از ۲۷۰۰ سال پیش تاکنون این منطقه به تصرف امپراتوری ایران، اسکندر، روم، بیزانس، خلافت اسلامی اعراب، مغولان، تاتارها، عثمانی‌ها و روس‌ها درآمده‌است. در طول این مدت پادشاهی‌های مختلف ارمنستان موفق شدند تا حدود ۱۷۰۰ سال بر این سرزمین حکومت کنند.

ارمنستان مدتهای زیادی جزئی از ایران بوده است و فرهنگ آن از ایران تاثیر زیادی پذیرفته است. پس از سرنگونی پادشاهی ارمنستان در سال ۴۲۸ میلادی، این منطقه از نو بخشی از ایران شد. در دورانی از حکومت ایران، بخش مرکزی ارمنستان کنونی جزئی از خانات ایروان بود. در دوران صفویه ارمنستان شاهد رقابت و جنگ‌های دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و ایروان چندین بار به تصرف قوای عثمانی درآمد. بر اساس پیمان زهاب در سال ۱۶۳۹ میلادی ارمنستان شرقی که شامل ایروان هم می‌شد تحت نفوذ صفویه و ارمنستان غربی (مناطق شمال شرقی ترکیه امروزی به مرکزیت شهرهای ارزروم، سیواس و وان) تحت تصرف عثمانی در آمد. در جنگ‌های ایران قاجاری و روسیه تزاری بر سر قفقاز منطقه سیونیک واقع در جنوب ارمنستان کنونی به تصرف روسیه درآمد و بر اساس پیمان گلستان ایران ادعای خود در باب گرجستان که بخش شمالی ارمنستان فعلی را در اختیار داشت، پس گرفت. در دور دوم جنگهای ایران و روسیه تزاری در سال ۱۲۰۶ هجری خورشیدی (۱۸۲۷ میلادی) که زمان فتحعلی شاه قاجار رخ داد، سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از ارتش روسیه به فرماندهی پاسکویچ شکست خورد. سپس در پی پیمان نامه ترکمانچای، ارمنستان رسما از ایران جدا شد و به خاک روسیه پیوست. در گذشته مرکز اصلی جمعیتی ارمنی‌ها در شرق ترکیه کنونی به ویژه در نواحی اطراف دریاچه وان بود، که پاکسازی قومی ارامنه در سال‌های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ توسط حکومت ترک‌های جوان ترکیه موجب شد تا صدها هزار آواره ارمنی وارد ارمنستان شرقی (ارمنستان کنونی) شوند. در طی نسل‌کشی ارامنه بیش از یک میلیون و هفتصدهزار ارمنی جان باختند و در حدود دو میلیون نفر دیگر مجبور به ترک سرزمین مادری خود شدند. از سال ۱۹۲۰ تا زمان فروپاشی شوروی، ارمنستان تحت عنوان جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی، یکی از ۱۵ جمهوری تشکیل‌دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی بود.


ارمنستان در شهریور ۱۳۷۰ از اتحاد جماهیر شوروی استقلال یافت. پاکستان تنها کشوری است که این کشور را بدلیل اشغال اراضی جمهوری آذربایجان به رسمیت نشناخته‌است. ارمنستان روابط گرمی با ایران دارد. بسته بودن مرزهای این کشور با جمهوری آذربایجان و ترکیه و بی‌طرفی ایران در جنگ قره باغ از دلایل توسعه روابط دو کشور است.

سیاست خارجی

مناقشه قره‌باغ

از زمان فروپاشی شوروی تا سال ۱۹۹۴ در پی شورش ارامنه در منطقه قره باغ که خواستار جدایی از جمهوری آذربایجان بودند جنگی بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان درگرفت، در جریان جنگ حکومتی ارمنی در قره باغ به قدرت رسیده و بخش‌هایی از خاک آذربایجان نیز به تصرف ارمنستان درآمد. در این خصوص دولت‌های اروپایی با تشکیل گروهای ویژه بنام مینسک خواستار پایان دادن به بحران قره باغ می‌باشند.

لابی ارامنه به عنوان دومین لابی بزرگ در کنگره ایالات متحده پس از لابی یهود یکی از گروه‌های تاثیرگذار در سیاست خارجی این کشور است که منابع مالی و انسانی خود را در جهت پیشبرد منافع ارامنه و کشور ارمنستان و و از آن جمله شناسایی نسل‌کشی ارامنه؛ جبران خسارت از سوی ترکیه؛ و استرداد استان‌های شرقی ترکیه به ارمنستان، به کار گرفته‌است.

جغرافیا

ارمنستان در قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) در میان دریای سیاه و دریای خزر قرار دارد که مرز میان آسیا و اروپا محسوب می‌شود. همسایگان ارمنستان در غرب ترکیه، در شمال گرجستان، در شرق جمهوری آذربایجان، و در جنوب ایران و جمهوری خودگردان نخجوان (جزئی از جمهوری آذربایجان) می‌باشند.

ارمنستان کشوری کوهستانی و پرباران است و نیز یک کشور محاط در خشکی است. بزرگ‌ترین دریاچه این کشور دریاچه سوان است که آب شیرین دارد و پهنه نسبتاً بزرگی از بخش میانی کشور را پوشانده است. پهناوری ارمنستان ۲۹٬۸۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۲ام در جهان) است و حدود ۳٬۲۰۰٬۰۰۰ تن جمعیت دارد. مردم ارمنی پیرو آیین مسیحیت هستند.

کوه‌ها

فلات ارمنستان سرزمین بلندی است که قسمتی از شرق ترکیه، جنوب گرجستان، جنوب غربی جمهوری آذربایجان، و تمامی اراضی جمهوری ارمنستان را در برمی‌گیرد. مساحت تقریبی این فلات ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع است. سطح آن را فلات توف و گدازه نوزیستی (قره‌باغ)، چاله‌های زمین‌ساختی (آرارات) و رشته‌کوه‌های چین‌خورده (زنگه‌زور، دره له‌یَز) و کوه‌های آتش‌فشانی (جاواختی، آرسیان) تشکیل می‌دهد. این فلات دارای تعدادی کوه آتش‌فشانی است (آرارات بزرگ به ارتفاع ۵۱۶۵ متر، سبحان ۴۴۳۴ متر، آراگاتس۴۰۹۰ متر). فلات ارمنستان از خاک‌های بلوطی روشن، زرد و بلوطی پررنگ پوشیده شده است و در این فلات مواد معدنی ارزشمندی از جمله کرومیت، آلونیت، طلا، مس، سیانور، منگنز، فلزات پلی متال، نمک سنگ و تعدادی دیگر، وجود دارد.

آب و هوا

اقلیم فلات ارمنستان قاره‌ای نیمه‌مداری است. میانگین دمای آن در ژانویه بین ۳- تا ۱۵- درجه سانتی گراد و در ژوئن بین ۱۵ تا ۲۰ درجه و در چاله‌ها تا ۲۵ درجه سانتی‌گراد است. میانگین بارندگی سالانه آن ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر است که در چاله‌ها از ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی‌متر در سال در نوسان است.

رودها و دریاچه ها

سرچشمه رودهای ارس، کُر، زاب بزرگ (شاخه چپ رودخانه دجله) و فرات در فلات ارمنستان قرار دارد. دریاچه‌های مهم فلات ارمنستان عبارتند از: سوان و وان. دریاچه سوان در شرق این کشور واقع شده است و نقش بسیار چشمگیری در اکوسیستم منطقه ایفا می کند و چون در ارتفاع ۱۹۲۴ متری از سطح دریا قرار گرفته است، یکی از مرتفع ترین دریاچه های آب شیرین بزرگ جهان است.

پوشش گیاهی و محیط زیست

پوشش گیاهی در چاله‌ها، گیاهان بیابانی خشک و نیمه‌بیابانی کوهستانی و در امتداد رودها، چمنزارها و بیشه‌زارهاست. اراضی واحدهای پرجمعیت، آبیاری می‌شود. در دامنه‌های مرطوب کوه‌ها، در ارتفاع ۸۰۰ تا ۱۴۰۰ متری، دشت‌های کوهی و در ارتفاع ۱۰۰۰ تا ۲۳۰۰ متری، جنگل‌های بلوط و کاج، چشم‌انداز غالب را شکل می‌دهد. قله‌های آرارات بزرگ و سبحان، از برف‌های دائمی و یخچال‌های طبیعی پوشیده شده است. از جانوران این فلات می‌توان از جوندگان و خزندگان، آهو، بز کوهی، قوچ و میش وحشی، خرس، ببر (انقراض در اوایل قرن بیستم) و کفتار راه‌راه نام برد.

اقتصاد

اقتصاد ارمنستان تا اندازه زیادی به سرمایه‌گذاری و پشتیبانی ارمنیان خارج از کشور وابسته است.پیش از استقلال، اقتصاد ارمنستان بیشتر بر پایه صنایع شیمیایی، الکترونیک، ماشین‌آلات، فرآوری خوراک، لاستیک‌سازی و بافندگی بنا شده بود و برای مواد اولیه صنایع خود وابستگی زیادی به دیگر جمهوری‌های شوروی و خارج از کشور داشت. ( رپورتاژ خبری )

ارمنستان در فاصله گرفتن از نظام اقتصادی کمونیستی و حرکت به سمت اقتصاد سرمایه‌داری گام‌های مهمی را در آزادسازی اقتصادی برداشته‌است اما محدودیت‌هایی همچون وابستگی انرژی به خارج از جمله روسیه و ایران، فقر منابع، محصور بودن در خشکی و تنش‌های این کشوربا دو همسایه شرقی و غربی (آذربایجان و ترکیه)، توان مانور این کشور را جهت مشارکت در سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای و همچنین فضای تنفسی این کشور را شدیدا کاهش داده‌است.

ساختار اقتصادی جمهوری ارمنستان در جریان جنگ شش ساله در قره‌باغ آسیب فراوانی دیده است. اما، هفت سال پس از پایان جنگ بسیاری از مردم ارمنستان از وجود مافیای اقتصادی در کشورشان شکایت دارند. مافیایی که به باور آنها کمک‌های جهانی را به سمت خود کشیده و از پخش عادلانه و برابر آن در جامعه جلوگیری می‌کند. در سالیان اخیر از «فساد مالی» به عنوان بزرگترین چالش ارمنستان در راه پیشرفت نام برده می‌شود.

خاستگاه ارمنیان

ارمنیان از دیدگاه نژادی آمیزه‌ای از مردمان قفقازی هوری و اورارتویی با مردمان هندواروپایی هستند. هوریان و اورارتوییان خویشاوند گرجیها و چچنهای امروزی بودند. اما فریژیهای تراکی، زبان هندواروپایی ارمنی را با خود به قفقاز آوردند.

امروزه شمار ارمنی زبانان جهان پیرامون هشت تا ده میلیون نفر است. جمعیت خود جمهوری ارمنستان سه و نیم میلیون است. یکی از کشورهایی که جمعیت قابل توجهی از ارمنیان را در جهان داراست ایران است، با جمعیتی معادل صد تا دویست هزار نفر ارمنی (پس از انقلاب اسلامی تعداد زیادی از ارمنیان، کشور را ترک کردند). سایر کشورهایی که جمعیت قابل توجه ارمنی تبار دارند عبارت‌اند از: ایالات متحده آمریکا (یک و نیم میلیون)، روسیه (یک میلیون و دویست هزار)، فرانسه (نیم میلیون)، لبنان (دویست هزار) و سوریه (صد هزار). شمار دیگری نیز در بسیاری کشورها و مناطق جهان از جمله در جمهوری خودخوانده قره باغ زندگی می‌کنند. ارمنیان خود برای زبانشان نام‌های هایِرن و آشخاری را بکار می‌برند. البته نام آشخاری بیشتر از سوی ادیبان بکار می‌رود. در ارمنستان همچنین اقلیت‌های کرد ایزدی و روسی-اکراینی هم زندگی می‌کنند.

زبان

زبان ارمنی (به ارمنی: Հայերեն هایِرِن) یکی از زبان‌های هندواروپایی است که در منطقه قفقاز و به ویژه در کشور ارمنستان رایج است. این زبان با خط ویژه خود یعنی الفبای ارمنی که توسط مسروب ماشتوتس ابداع گردیده نوشته می‌شود. ارمنی خود شاخه‌ای مستقل از خانواده زبانهای هندواروپایی است. زبان ارمنی دو گویش بزرگ اصلی دارد یکی ارمنی شرقی و دیگری ارمنی غربی. زبان رسمی کشور ارمنستان به گویش ارمنی شرقی است. مجموع گویشوران به زبان ارمنی در جهان ۹ میلیون است. از جمله زبانهای رایج دیگر در این کشور میتوان به زبان کردی در قسمت غرب و جنوب غرب این کشور اشاره کرد. زبان روسی نیز در این کشور گویشور دارد.

فرهنگ

بیش ترین جمعیت مردم ارمنستان را نژاد ارمنی تشکیل می دهد که حدود 98% جمعیت کشور است ارامنه از زمان قدیم در جنوب منطقه قفقاز ساکن هستند و آنان نیز همانند ایرانیان خود را آریایی می دانند مردم ارمنی از نظر فرهنگی شباهت های زیادی با ایرانیان دارند و این برگرفته از تاریخ این دو کشور است ارامنه تا سال 1990 یعنی پس از فروپاشی شوروی دائمآ بین دو کشور ایران و شوروی(روسیه) تقسیم می شدند گاهی زیر سلطه ی ایران و گاهی هم روسیه، از این رو فرهنگ و آداب روسی نیز در بین آنان دیده می شود.

موسیقی

هنر و موسیقی نزد ارامنه جایگاه ویژه ای دارد، ساز دودوک سازی است ارمنی که امروزه شهرت جهانی دارد از موسیقیدانان ارامنه می توان به سایات نوا ، آرام خاچاتریان و کمیتاس اشاره کرد.همچنین بخوانید : تاریخ امروز

آشپزی

رسمی ترین غذای ارمنستان انواع کباب های مختلف است تنوع و کیفیت محصولات گوشتی (سوسیس و کالباس) باعث شده تا در مهمانی ها نیز از آن استفاده کنند، در ارمنستان علاوه بر انواع کباب های متختلف غذاهای دیگر همچون شاورما، فلافل، فوتوچنی، اسباکتی، بیف استراناگوف، لحماژو و هاریسا نیز دیده می شود. نان های متنوعی نیز در ارمنستان وجود دارد از جمله: نان لواش، مادناکاش، هرازدان و باگت. ارمنستان راهی به آب های آزاد ندارد اما غذاهای دریای در ارمنستان کم طرفدار نیست ماهی ایشخان یکی از خوش خوراکترین ماهی های دریاچه سوان است که شباهت زیادی به ماهی قزل آلا دارد.

ارتش

نیروهای مسلح ارمنستان شامل نیروهای زمینی، هوایی و گارد مرزی هستند و این کشور فاقد نیروی دریایی است. مطابق با آمارهای سال ۲۰۰۸ این جمهوری دارای ۶۰ هزار نیروی نظامی و همچنین ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره‌است تا سال ۲۰۰۲ تعداد ۳۸۹۰۰ نفر در ارتش ارمنستان خدمت می‌کردند که در پنج لشکر، یک تیپ تفنگ‌دار و دو هنگ توپخانه فعال بودند. این کشور از ابتدای استقلال از اتحاد جماهیر شوروی به‌منظور نیازهای نظامی و تسلیحاتی خود قراردادهای نظامی با کشورهای روسیه، آمریکا، سازمان ناتو، یونان و حوزه بالتیک منعقد نموده‌است.

شهرهاي كشور ارمنستان

ایروان

شهر ایرَوان (در ارمنی Երևան: یِرِوان) بزرگ‌ترین شهر ارمنستان و پایتخت این کشور است.



نمايي از شهر ايروان


موقعیت جغرافیایی

ایروان در دامنهٔ کوه آرارات و بر کرانهٔ رود هرازدان بنا شده‌است و جمعیت آن در سال ۱۹۸۹، ۱٬۲۰۱٬۵۳۹ نفر سرشماری شده‌است. این شهر در تقسیمات کشور ارمنستان تابع هیچ استانی نیست و در واقع در مرز چهار استان کوتایک در شمال، آرارات در جنوب، آرماویر در جنوب غربی و آراگاتسوتن در شمال غربی قرار دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا از بین ۹۰۰ متر تا ۱۳۰۰ متر می‌باشد. بیشتر بدانید: تور ارمنستان

شهر ایروان از مراکز مهم اصلی صنعتی، فرهنگی، و علمی منطقهٔ قفقاز است. خطوط راه آهن گسترده‌ای از این شهر منشعب شده و شهر مرکز بازرگانی فراورده‌های کشاورزی است. علاوه بر این، کارخانه‌های ایروان در زمینه فراوری فلزات، ماشین‌افزار، لوازم برقی، شیمیایی، بافندگی و غذایی فعالیت دارند.


ن : khatereh
ت : چهارشنبه 13 تير 1397

متخصص طب فیزیکی گفت: کمبود ویتامین‌ها می‌تواند موجب بروز عارضه خواب رفتن و گزگز دست و پا شود.

سید احمد رییس‌السادات عضویت هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در خصوص بی حسی پا‌ها توضیح داد: گزگز و مورمور شدن پا که به آن احساس خواب رفتن دست و پا نیز گفته می‌شود، احساس سوزش، سوزن سوزن یا بی‌حس شدن اندام است.



وی افزود: ممکن است شما در دست، پا و یا بازو نیز همین حس‌ها را تجربه کنید. معمولاً در این حالت هیچ‌گونه دردی احساس نمی‌شود، اما این عارضه ممکن است منجر به بروز خارش شود. این احساس معمولاً موقتی است، اما این احتمال وجود دارد که گزگز و مورمور شدن پا را به‌طور مداوم تجربه شود.
وی ادامه داد: در بسیاری از موارد مورمور شدن دست، پا یا هر دو ممکن است شدید، اپیزودیک (دوره‌ای) یا مزمن باشد؛ بسیار مهم است که برای درمان این عارضه، علت زمینه‌ای این مشکل را پیدا کنید.



این متخصص طب فیزیکی تصریح کرد: خواب رفتن و گزگز دست و پا می‌تواند با علائم دیگری مانند درد، خارش، بی‌حسی و تحلیل عضله همراه باشد. در چنین حالتی، احساس گزگز و مورمور شدن، ممکن است نشانه‌ی آسیب‌های عصبی باشد که می‌تواند از علل مختلفی مانند صدمات ناشی از ضربه یا صدمات فشاری مکرر، عفونت‌های میکروبی یا ویروسی، قرار گرفتن در معرض عوامل سمی و بیماری‌های سیستمیک نظیر دیابت ناشی شود.



رییس‌السادات با بیان اینکه کمبود ویتامین‌ها می‌تواند باعث بروز این عرضه شود گفت: ویتامین‌های ای، ب. ۱، ب. ۶، ب. ۱۲ و نیاسین برای عملکرد سالم عصب ضروری هستند. برای مثال کمبود ویتامین B۱۲ می‌تواند منجر به کم‌خونی کشنده باشد که عامل مهم ایجادکننده نوروپاتی محیطی است؛ اما زیاد بودن میزان ویتامین B۶ می‌تواند موجب بروز عارضه خواب رفتن و گزگز دست و پا شود.


ن : khatereh
ت : چهارشنبه 13 تير 1397

دراین بخش به معرفی کامل مکان های تاریخی دیدنی شهر اصفهان می پردازیم امیدواریم سفری دلپذیر و با یاد ماندنی داشته باشید.

لیست جاذبه های گردشگری و مکانهای دیدنی اصفهان

اصفهان با دارا بودن صدها اثر تاریخی و طبیعی و طبیعت بکر خود، همه ساله پذیرای مسافران زیادی است؛ مسافرانی که خیلی از آنها، بیشتر از اصفهانی ها مکان های دیدنی شهر را می شناسند اما خیلیشان هم به دنبال زیباترین مکان های گردشگری شهر اصفهانهستند تا سفر خوبی را در اصفهان تاریخی بگذرانند.اصفهان


اصفهان آنقدر جاذبه ی تاریخی و گردشگری دارد که برای معرفی همه ی آن ها باید چندین مقاله نوشت. در وجب به وجب این شهر تاریخی نهفته است و هر کدام داستانی در پس خود دارند. سی وسه پل با زاینده رود که قلب تپنده ی شهر است، برای میهمانان آن خاطره ساز شده است.اطلاعات دیگر:تورآنتالیا

اصفهان با قدمتی کهن، همواره در طول تاریخ مورد توجه بزرگان و حاکمان مملکتی بوده و به همین علت نیز آثار تاریخی فراوانی را در دل خود جای داده است. زاینده رود در قلب اصفهان جریان دارد و همین رود باعث به وجود آمدم بناهایی مانند سی وسه پل و پل خواجو شده است و غیر از این ها آثار دیگری هم در اطراف آن شکل گرفته است. در این مقاله به معرفی دیگر آثار تاریخی و گردشگری اصفهان می پردازیم:


سی و سه پل

اصفهان

سی و سه پل که آن را پل الله وردی خان هم می نامند، 33 دهانه دارد و در دوران حکومت شاه عباس صفوی روی رودخانه ی زاینده رود ساخته شد. قدمت این پل به سال 1008 هجری قمری بازمی گردد و بعد از گذشت سه سال از این تاریخ، الله وردی خان اوندیلادزه گرجی مامور به پایان رساندن ساخت پل شد. در دوران صفوی سی وسه پل محل برگزاری مراسم جشن آب پاشان و همچنین مراسم خاج شویان ارامنه ی این شهر بود. سی وسه پل را می توان یکی از بهترین پل های جهان و شاهکار معماری ایرانی و صفوی نامید. امکان ندارد کسی به اصفهان بیاید و از سی وسه پل در قلب اصفهان دیدن نکند. سی وسه پل 295 متر طول و 14 متر عرض دارد و در تاریخ 15 دی 1310 به شماره ی 110 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


پل خواجو

اصفهان

پل خواجو با 24 دهانه در شرق سی وسه پل روی رودخانه ی زاینده رود بنا شده است. گفته می شود این پل در سال 1060 هجری قمری، در زمان حکومت شاه عباس دوم ساخته شده است. در میانه ی این پل، ساختمان مخصوصی برای اقامت موقت شاه صفوی و خانواده او ساخته شده بود که به «بیگربیکی» شهرت دارد. طول پل خواجو 133 متر و عرض آن 12 متر است و معماری و کاشی کاری های بسیار زیبا و شگفت انگیزی دارد. پل خواجو چند نام دیگر نیز دارد اما چون در محله ای به همین نام واقع شده، بیشتر آن را به اسم خواجو می شناسند. در گوشه های ضلع شرقی این پل دو شیر سنگی قرار گرفته و گفته می شود نمادی از سپاهیان بختیاری است که محافظ اصفهان و زاینده رود بودند. این اثر در تاریخ 15 دی ماه 1310 با شماره ی 111 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


کلیسای وانک

اصفهان


کلیسای وانک یا کلیسای آمنا پرکیچ در محله جلفای اصفهان قرار دارد و یکی از کلیساهای تاریخی ارامنه ی این شهر است. این کلیسا در مساحتی بالغ بر 8731 متر مربع در دوران حکومت شاه عباس دوم بنا شده است. ساختمان کلیسا فقط 3857 متر مربع از این فضا را اشغال کرده و بقیه ی آن را فضای سبز و باغ وانک تشکیل می دهد. برج ناقوس کلیسا 3 طبقه است و در طبقه ی دوم ساعتی به وزن 300 کیلوگرم قرار داده اند. گنبد این کلیسا مانند گنبد مساجد ایرانی در عصر ساخته شده است. روی دیوارها، طاق نماها، طوق گنبد و داخل گنبد نیز نقاشی هایی با رنگ روغن ترسیم شده و طلاکاری ها و تذهیبی که در تزئین این کلیسا به کار رفته، در میان دیگر کلیساهای ارامنه منحصربه فرد است. کلیسای وانک اصفهان در تاریخ 15 دی ماه 1310 با شماره ی 85 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.بیشتر بدانید:تورمالزی


باغ گل ها

 اصفهان

باغ گل های اصفهان مجموعه ی بزرگ تفریحی، فرهنگی، آموزشی و تحقیقاتی است که در حاشیه ی جنوب شرقی میدان بزرگمهر و در نزدیکی رودخانه ی زاینده رود تاسیس شده است. این باغ شامل باغ صخره ای، باغ ایرانی، باغ گیاهان دارویی، باغ رز، چنیدن آب نما، برکه، آمفی تئاتر در فضای باز، مجموعه ی پرچین، طرح فرشی ایرانی و غیره می شود. شما در این باغ می توانید شاهد معماری اصیل ایرانی نیز باشید، چون در ساخت این باغ از سبک باغ های ایرانی قدیمی هم استفاده شده است. اگر به اصفهان رفتید، حتما سری به این باغ بزنید و از زیبایی های طبیعی آن لذت ببرید.


قلعه سارویه

جاذبه های گردشگری و تاریخی استان اصفهان

قلعه ی سارویه که نام های دیگری مانند کهن دژ و تپه اشرف نیز دارد، در کنار پل شهرستان و ضلع شمالی زاینده رود قرار دارد. گفته می شود در این بنا کتاب های زیادی نگهداری می شد و در حمله ی اعراب به ایران ویران شد و امروزه تنها بقایای آن به صورت تپه ای باقی مانده که مردم آن را تپه اشرف می نامند. برخی از تاریخ شناسان قدمت این بنا را به تهمورس، سومین پادشاه سلسله ی پیشدادیان نسبت می دهند. اما برخی دیگر معتقدند این بنا در دوران گشتاسب، از پادشاهان کیانی ساخته شده است. این اثر در 26 ابان 1375 به شماره ی 1770 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.اطلاعات بیشتر:تور مشهد

میدان نقش جهان

اصفهان

شهر اصفهان یک طرف ،میدان نقش جهان آن یک طرف دیگر. میدانی که جهانی شده و می توان گفت هم نام عنوانش یک میدان جهانی است. این مجموعه تاریخی که ترکیبی از بناهای تاریخی است قدمت طولانی دارند. این میدان و حواشی آن که شامل مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله ، عمارت عالی قاپو، بازار قیصریه، و بازارهای قدیمی زیبا و متعدد می شود در زمان صفویه ساخته شده است. این مجموعه که به دستور شاه عباس اول ساخته شده الگو گرفته از باغ نخجوان آذربایجان و کاردست هنرمندان به نام اصفهانی مثل محمد رضا و علی اکبر اصفهانی است. همچنین بخوانید:تورکیش
همه امکانات تفریحی و گشت وگذارجمعی و خانوادگی در این میدان وجود دارد و با توقف در این مکان زمان طولانی را صرف بازدید از بناهای تاریخی آن خواهید کرد.


ن : khatereh
ت : يکشنبه 27 خرداد 1397

طبري تاريخ اسلام را از آن جهت مي‌نويسد كه اين دين بزرگ سراسر دنياي متمدن آن زمان را فرا گرفته و فرهنگ‌هاي ايران و روم و پيروان دين‌هاي گوناگون از مسيحي، بودايي، زرتشتي در برابر آن زانو زده‌اند و پديده‌اي كه نتيجه‌ي آميزش فرهنگ و تمدن‌هاي قديم با مباني فرهنگ اسلامي است به وجود آمده است.

ابوجعفر محمد بن ‌جرير بن ‌كثير بن غالب طبري آملي(310-224 قمري)، تاريخ‌نگار، حديث‌شناس، فقيه و تفسير كننده‌ي قرآن، در آمل از شهرهاي طبرستان (مازندران) به دنيا آمد. كتاب تاريخ طبري، شرح زندگي بشر از خلقت آدم تا زمان نگارنده‌ي آن است. او نخستين كسي است در جهان اسلام كه تاريخ را از سيره نويسي به تاريخ عمومي كشانيد. جامع‌البيان عن تاويل القرآن، نخستين تفسير قرآن است كه به همه‌ي آيه‌ها مي‌پردازد. از اين رو برخي از آن با نام تفسير كبير ياد مي‌كنند و طبري را پدر تفسير مي‌خوانند.


زندگي‌نامه

ابوجعفر محمدبن جرير بن كثير بن غالب طبري در آمل از شهرهاي طبرستان(مازندران) به دنيا آمد. تا دوازده سالگي مقدمات علوم زمان را در زادگاهش فرا گرفت. خود او در اين باره مي‌گويد:"در هفت سالگي قرآن را حفظ كردم، در هشت سالگي براي مردم نماز گزاردم و در 9 سالگي پاره‌اي از احاديث را نگاشتم." سپس مي‌افزايد كه به خاطر رويايي كه به سراغ پدرش آمده بود، پدر از دوران خردسالي به تحصيل او در علوم دين اهتمام نشان داده است و بنابراين از 12 سالگي به تشويق پدر به ري رفت.

در آن زمان شهر ري يكي از بزرگ‌ترين شهرهاي ايران و از نظر آموزش علوم زمان سرآمد شهرهاي ديگر بود. در ري از محمد بن حميد رازي حديث فرا گرفت و مغازي(تاريخ جنگ‌هاي پيامبر) را از محمد بن اسحاق واقدي آموخت. سپس رهسپار بغداد شد و زماني به آن شهر رسيد كه چند روزي از مرگ احمد بن حنبل مي‌گذشت. طبري از بغداد به واسط، شهري در ميان بصره و كوفه، رفت و علم حديث را تا جايي كه توانست فرا گرفت. از آن پس او به عنوان يك فقيه بر اساس مذهب شافعي فتوي مي‌داد.

محمد بن جرير پس از مدتي ميان‌رودان(بين النهرين) را ترك كرد و براي آشنايي با اصحاب رأي عازم مصر شد. او در اين سفر از راه شام و بيروت گذشت و در 253 قمري هنگام حكومت احمد بن طولون به مصر وارد شد و سه سال در آن ديار ماند و در شهر فسطاط مصر نزد پاره‌اي از دانشمندان آن ديار شاگردي كرد.

طبري طي سفرهاي بسيار خود بيش‌تر سفرنامه‌هايي را كه حاوي تاريخ و جغرافياي پيش از زمان خود بود، مطالعه كرد. هم‌چنين، طي آن سفرها سيره نويسان گوناگوني را در جهان اسلام ديدار كرد و اطلاعات زيادي از آن‌ها به دست آورد. او پس از زندگي سه ساله در مصر از راه شام به بغداد بازگشت و پس از زمان كوتاهي براي ديدار از وطنش راهي طبرستان شد و در سال 290 قمري به آمل آمد. طبري پس از آن كه محيط آمل را براي ادامه‌ي تحصيل خود مساعد نديد به بغداد بازگشت و در محله‌ي رحيه‌ يعقوب اقامت نمود و مطالعات خود را ادامه داد.

طبري در بغداد ضمن آن كه دانش خود را در فقه، تاريخ، حديث تكميل مي‌كرد، شاگرداني نيز تربيت نمود و ‌زماني كه در محله‌ى قنطره البردان بغداد زندگي مي‌كرد، نگارش تاريخ خود را با نام "تاريخ الرسل و الملوك و اخبارهم و من كان في زمن كل واحد منهم" كه با نام تاريخ طبري شناخته مي‌شود، به زبان عربي آغاز كرد. او كه روزانه چهل برگه از تاريخ خود را گردآوري‌آوري مي‌كرد، نزديك چهل سال به نوشتن تاريخ طبري پرداخت. به اين ترتيب كه از 48 سالگي شروع به گرد‌آوري نسخه‌هاي پراكنده سفرنامه‌ها نمود و از 65 سالگي به طور مستمر در بغداد يادداشت‌هاي پراكنده خود را به مدت 23 سال تنظيم كرد تا آن كه پيش از مرگش آن را به پايان رساند. مطالب دیگر: تاریخ امروز

طبري در كنار تنظيم تاريخ خود، به خواهش المكتفي، خليفه‌ي عباسي، كتابي درزمينه‌ي وقف نوشت كه در بر گيرنده‌ي نظر همه‌ي دانشمندان و فقيهان مسلمان تا آن زمان بود. هم‌چنين، كتابي به نام الفضايل نوشت كه دربردارنده‌ي زندگي خلفاي راشدين و اثبات و درستي حديث غدير بود و آن را با ذكر فضايل حضرت علي (ع) به پايان رساند. او طي آن سال‌ها كتاب جامع البيان عن تاويل القرآن را نيز در تفسير قرآن نوشت.

طبري در سن 88 سالگي در خانه مسكوني خويش در روز يك شنبه دو روز مانده از شوال سال 310 قمري در بغداد درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد.

سال‌شمار زندگي

224 قمري: در آمل به دنيا آمد.

231 قمري: قرآن را به طور كامل حفظ كرد.

232 قمري: پيش‌نماز مردم آمل شد.

233 قمري: نگارش حديث را آغاز كرد.

236 قمري: فراگيري علوم ديني را در شهر ري نزد محمد بن حميد رازي و مثني بن ابراهيم ابلي ادامه داد.

241 قمري: براي بهره‌گيري از درس ابوعبدالله احمد حنبل به بغداد رفت، اما هنگامي كه به آن شهر رسيد، احمد حنبل در گذشته بود.

242 قمري: به بصره، كوفه و واسط رفت و از درس استادان آن شهرها، از جمله ابوكريب محمد بن علاء همداني، بهره‌مند شد سپس به بغداد بازگشت.

253 قمري: به مصر رفت تا از دانش علماي آن سرزمين بهره‌مند شود. او حديث‌هاي زيادي از انس‌بن مالك و شافعي و ابن‌وهب نوشت.

270 قمري: نگارش تفسير خود را به پايان رساند.

290 قمري: در 65 سالگي براي دومين‌بار به زادگاه خود در طبرستان بازگشت، اما زمان زيادي در آن‌جا نماند.

... قمري: بار ديگر به بغداد رفت و نگارش تاريخ بزرگ خود را در آن‌جا به پايان رساند.

310 قمري: دو روز مانده از شوال در بغداد درگذشت.

فهرست آثار

1. تاريخ الرسل و الملوك و اخبارهم و من كان في زمن كل واحد منهم(تاريخ طبري)

2. جامع البيان عن تاويل القرآن(تفسير طبري)

3. اختلاف العلماء الامصارفي احكام شرائع الاسلام(در نظريه‌هاي فقهي)

4. اللطيف القول في احكام شرائع الاسلام(در فقه)

5. الخفيف في احكام شرائع الاسلام(چكيده‌ي اللطيف)

6. بسيط القول في احكام شرائع الاسلام(پيرامون نظرهاي فقهي خودش)

7. تهذيب الاثار و تفصيل الثابت عن رسول الله(ص) من اخبار(در فقه و حديث)

8. ادب النفوس الجيده و الاخلاق النفيسه(در اخلاق)

9. فضائل علي ‌بن ‌ابي‌طالب(پيرامون غدير)

10. فضائل ابي‌بكر و عمر

11. الرد علي ذي‌الاسفار( در رد نظريه‌هاي فقهي داود بن علي اصفهاني)

12. رساله البصير في معالم الدين( در رد مذهب‌هاي بدعتي)

13. صريح السنه(پيرامون باورهاي خود)

14. المسترشد في علوم الدين و القراآت

15. مختصر مناسك(در حج)

16. مختصر الفرائض

17. الموجز في اصول

18. عباره‌الرويا(در تعبير خواب)

19. كتاب الوقف

20. حديث الطير

21. طرق الحديث

22. المسند المجرد

23. الرد الحرقوصيه( نقد فرقه‌ها)

24. الرد ابن عبدالملك علي مالك

25. ذيل المذيل(سيره‌ي ياران پيامبر)

26. العدد و التنزيل

27. ادب القاضي

28. تاريخ الرجال من الصحابه و التابعين

29. المحاضر و السجلات.

30. دلائل النبوه

تاريخ طبري

كتاب تاريخ طبري، شرح زندگي بشر از خلقت آدم تا زمان نگارنده‌ي آن اوست. هدف طبري از نگارش تاريخ ، عرضه‌ي تاريخ جهان از آغاز آفرينش تا زمان خود او بوده است. از ديدگاه او ، سير رويداهاي تاريخ جهان از زمان معيني آغاز شده و به روي‌دادهاي زمان زندگي نويسنده انجاميده است. از نظر طبري تاريخ در حكم جريان واحدي است كه در آن هر يك از قوم‌ها ، نقش ويژه‌ي خود را بازي كرده اند و عنايت الهي با فرستادن پيامبران و فرستادن كتاب‌هاي آسماني با مردم همراه بوده و همه‌ي مردم را در رودخانه‌اي كه نامش تاريخ است به سوي مقصدي معلوم كه روز رستاخيز است رهنمون مي‌شود.

طبري تاريخ اسلام را از آن جهت مي‌نويسد كه اين دين بزرگ سراسر دنياي متمدن آن زمان را فرا گرفته و فرهنگ‌هاي ايران و روم و پيروان دين‌هاي گوناگون از مسيحي، بودايي، زرتشتي در برابر آن زانو زده‌اند و پديده‌اي كه نتيجه‌ي آميزش فرهنگ و تمدن‌هاي قديم با مباني فرهنگ اسلامي است به وجود آمده است.

طبري تاريخ را درس عبرت در دبستان معرفت مي‌داند. براي نمونه، هنگامي كه سرگذشت خسروپرويز را مي‌گويد، به كارها و رفتارهاي او مي‌پردازد و اين كه از گذشتگان خود عبرت نگرفته و به چه سرنوشتي دچار شده است. شيوه‌ي او در نگارش تاريخ ، شيوه‌ي محدثان است، يعني هرگاه مطلبي را از كتابي برداشت كرده است، نام كتاب را به روشني مي‌آورد و سند خودرا نام مي‌برد. بیشتر بدانید: امروز چندمه

تاريخ طبري گنجينه‌اي سرشار از آداب و رسوم قوم‌ها و ملت‌ها نيز هست و از لحلظ بررسي وضعيت اجتماعي، سياسي و اقتصادي در دوران اسلامي از منبع‌هاي مهم براي اهل پژوهش و مطالعه است. با اين حال بايد گفت جنبه‌هاي اعتقادي، انگيزه‌ي اصلي طبري در تدوين تاريخ عمومي او بوده است. از ان رو، تاريخ طبري سرشار از ملاحظه‌هاي فقيهانه است و پيوسته بر سر آن است كه از شرع دفاع كند و با گمراهي به نبرد بپردازد.

طبري نخستين كسي است كه تاريخ را از سيره‌ نويسي به تاريخ عمومي كشاند. او وقتي تاريخ الرسل و الملوك را مي‌نويسد به طور كامل از اسطوره‌هاي دوره باستان ايران آغاز مي كند، هم چنان كه هرودوت دريونان از ميتولوژي(اسطوره‌شناسي) آغاز كرد. او تاريخ پيش از اسلام را با اطلاعات سودمندي كه از خداي‌نامه و ترجمه‌ي عربي آن، يعني سيرالملوك الفرس، به دست آورده و به نگارش در آورده است.(خداي‌نامه مجموعه‌اي از گزارش‌هاي اسطوره‌اي و تاريخي درباره‌ي سرزمين و مردم ايران و پادشاهان فارس تا پايان دوره‌ي ساساني بوده است).

طبري اسطوره‌هاي ايران را از كيومرث، كه در اوستا از او ياد شده است، آغاز مي‌كند و از او به عنوان نخستين آدم در تاريخ ايران باستان ياد مي‌كند. هوشنگ، پهلوان افسانه‌اي را از نخستين پادشاه هفت اقليم معرفي كرده كه به ساختن پرستشگاه براي خداپرستان پرداخته است. از طهمورث ديوبند به عنوان كسي ياد مي‌كند كه به پرستش خداوند يكتا مي‌پرداخته و پيرو دين حضرت ادريس (ع) بوده است. سپس به تاريخ روم ، قوم يهود ، عرب‌هاي پيش از اسلام و سيره‌ي نبوي پرداخته است.

طبري چون به تاريخ هجرت پيامبر اكرم (ص) مي رسد، شيوه‌ي تاريخ نويسي را به سال‌نگاري(كرونولوژي) تغيير مي‌دهد و روي‌دادهاي هر سال را از سال‌هاي ديگر جداگانه نوشته شده‌اند و چون رخدادهاي سالي به پايان رسيد به پيش آمدهاي سال پس از آن مي‌پردازد. به همين ترتيب پيش مي رود تا به سال 302 قمري مي‌رسد. در فاصله‌ي بين بيان سيره‌ي نبوي تا سال 302 قمري از غزوه‌هاي پيامبر، روي‌دادهاي پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، جنگ‌هاي جمل و صفين، تاريخ امويان و سرانجام عباسيان را تا زماني كه در‌ان بوده است، مي‌نگارد.

ترجمه‌ي تاريخ طبري

هنوز پنجاه سال از درگذشت نگذشته بود كه تاريخ الرسل و الملوك او را ابوعلي محمد بن محمد بلعمي، وزير دانشمند منصور بن نوح ساماني به سال 352 قمري با تغييرهايي، از جمله حذف نام راويان و گاه روايت‌هاي گوناگون، به فارسي درآمد. بلعمى به اندازه‌اي در تاريخ طبرى دخل و تصرف كرده كه نخستين ترجمه‌ي تاريخ طبري را از عربي به فارسي، به نام تاريخ بلعمي ياد كرده‌اند. بعدها تاريخ بلعمي به تركي نيز ترجمه شد.

نخستين اروپايي كه با طبري آشنا شد، توماس ارپينيوس(Thomas Erpenius)، خاورشناس هلندي، بود كه خلاصه‌ي تاريخ طبري را به زبان لاتين ترجمه و اروپاييان را با "هرودوت عالم اسلام" آشنا كرد. سپس، در سده‌ي نوزدهم ميلادي زوتنبرگ(Zotenberg) تاريخ طبري را به زبان فرانسه در چهار جلد در پاريس به چاپ رساند. نولدكه(Noeldeke) خاورشناس آلماني نيز بخش ساسانيان تاريخ طبري را به آلماني ترجمه كرده است.

تفسير طبري

به گفته‌ي بساري از پژوهشگران علوم ديني، بهترين كتاب‌هايي كه در علوم قرآني، به‌ويژه تفسير، نوشته شده است دستاورد كوشش‌هاي دانشمندان و پژوهشگران ايراني يا كساني است كه به شيوه‌اي با مردمان ايران پيوند داشته و از دانش آنان بهره گرفته‌اند. در اين ميان، طبري را مي‌توان از پيشگامان تفسير قرآن(و به بيان برخي، پدر تفسير قرآن) دانست هر چند كه خود او كتابش را تفسير قرآن نام گذاري نكرده و در كتاب تاريخ خود از آن با عنوان جامع البيان عن تاويل القرآن ياد كرده است. با اين همه، كتاب او چه در ميان نويسندگان پيشين و چه نويسندگان و پژوهشگران كنوني به نام تفسير طبري شناخته مي‌شود.

روش طبري در تفسير قرآن عبارت است از: بيان نظر علمان پيش از خود، بيان دليل هر كدام از آن‌ها و گزينش يكي از آن نظرها يا پيشنهاد نظري جديد و دليل آوردن براي آن. از آن‌جا كه او دانشمندي سخت كوش بوده و براي گردآوري حديث و بهره‌گيري از دانش علماي زمان خود به سرزمين‌هاي گوناگوني سفر كرده است، از نظر گردآوري نظر عالمان پيش از خود بسيار كامياب بوده و كار بزرگي انجام داده است. اما به نظر مي‌رسد در گزينش نظر درست‌تر چندان درست گام برنداشته است.

آيت‌الله جوادي آملي، كه خود از تفسير كندگان شناخته شده‌ي قرآن است، پيرامون شيوه‌ي تفسير طبري مي‌گويد:"طبري در ترجيح برخي از نظرها يا در ابداع نظري جديد از متن آيه‌هاي قرآن بهره گرفته است و خود در اين باره مي‌گويد كه كتاب الله يصدق بعضه بعضا، اما در شناخت آيات محكم از متشابه و ارجاع متشابه به محكم و حل اعضال و اشكال آن در پرتو محكم، راه صواب را طي نكرده است، به طوري كه گاهي محكم را به متشابه ارجاع داده و در اين اصل و فرع شناسي، زمام كار را به حديث سپرده است، در حالي كه اعتبار حديث خواه داراي معارض باشد و خواه نباشد پس از عرضه بر قرآن كريم بوده و حجيت آن پس از احراز عدم تباين و مخالفت با قرآن خواهد بود. بنابراين، تفسير طبري همانا تفسير بماثور و اجتهاد در محور نقل و اعتماد وافر بر حديث است، گرچه منشاء آن يك صحابي باشد نه معصوم."

با اين همه، تفسير طبري ويژگي‌هاي دارد كه آن را بر تفسيرهاي هم دوران خود و بسياري از تفسيرهايي كه پس از آن نوشته شد، برتري مي‌بخشد. تفسير طبري از جامعيت علمي بالايي برخوردار است، چرا كه طبري در كنار گردآوردن روايت‌هاي مرتبط با آيه‌هاي قرآن، به جنبه‌هاي لغوي، نحوي، تاريخي و فقهي آن‌ها نيز پرداخته است. اين كتاب كهن‌ترين تفسير جامعي است كه بسياري از روايت‌هاي تفسيري پيشين را در خود دارد. طبري روايت‌هاي مربوط به هر آيه را با نظمي ويژه دسته‌بندي كرده است و نظر درست‌تر را به دليل آوردن از ميان آن‌ها بر گزيده است. اين تفسير نخستين تفسير قرآن است كه به همه‌ي آيه‌ها پرداخته و از اين رو برخي از آن با نام تفسير كبير طبري ياد مي‌كنند.

طبري در نگاه انديشمندان

مسعودي دركتاب مروج الذهب درباره طبري مي‌نويسد: "اما تاريخ ابوجعفر محمد بن جرير از همه‌ تاريخ‌ها برتر و بر همه‌ كتاب‌هاي نوشته شده در تاريخ فزوني دارد، طبري در اين تاريخ انواع اخبار را گردآورده و دربردارنده فنون و آثار او مشتمل بر اصناف علوم است. تاريخ طبري كتابي است كه فوايد آن بسيار است و چرا چنين نباشد، حال آن كه مؤلف آن فقيه عصر و عابد زمان خود بوده است." خطيب بغدادي نيز او را مي‌ستايد و در تاريخ بغداد مي‌گويد: "طبري در شناخت تاريخ گذشتگان و ايام و اخبار آن‌ها استاد بوده است، مانند كتاب الرسل و الملوك را هيچ كس ننوشته است."

ملك الشعراي بهار مي‌گويد:"اگرچه مورخ‌هايي مانند مسعودي، ابوريحان بيروني، يعقوبي و ابن‌مسكويه در زمينه‌ تاريخ زحماتي كشيده‌اند، ليكن هيچ يك به قدر محمد بن جرير طبري رنج نبرده و به قدر او اطلاع وافر درباره ساسانيان نداشته است." اين سخن بهار را از آن جا درست مي‌دانيم كه بيش‌تر علماي تاريخ اسلام، از طبري به عنوان امام المورخين و شيخ المورخين ياد كرده‌اند. اهميت طبري در سرزمين‌هاي اسلامي آن اندازه است كه از ميان دو ميليون كتاب موجود در كتابخانه‌ي فاطميون در مصر ، 1220 نسخه‌ي خطي از تاريخ طبري وجود دارد.

با اين همه، ابن‌خلدون كه تاريخ را به عنوان يك علم به جهانيان معرفي كرد، بر طبري ايرادي اساسي مي‌گيرد. او مي‌گويد كه بيش‌تر تاريخ‌نگاران حتي در جاهايي كه با اندكي فكر كردن مي‌توان درست را از نادرست بازشناخت، كوتاهي كرده‌اند و تنها به بيان ساده‌ي روايت پرداخته‌اند، هر چند كه اطلاعات آن روايت با بزرگ‌نمايي همراه باشد و چندان با عقل سازگار نباشد. براي نمونه، به داستان موسي در تاريخ طبري مي‌پردازد كه شمار سپاهيان موسي را پيش از وارد شدن به سرزمين مقدس، 600 هزار نفر نوشته است. حال آن كه بني‌اسرائيل در اوج نيرومندي اشان در دوران فرمان‌ورايي سليمان(ع) نمي‌توانستند چنين سپاهي فراهم كنند.

كتاب تفسير طبري نيز مورد توجه انديشمندان پيشين و معاصر بوده است. ابن نديم آن را كتابي معرفي مي‌كند در تفسير كه بهتر از آن تا زمان او شناخته نشده است. ابوحامد اسفرايني در عبارتي تمثيلي، سختي سفر كردن به چين را براي يافتن كتاب طبري، ناچيز مي‌شمارد. خطيب بغدادي از آن به عنوان اثري بي‌مانند ياد كرده است. قفطي و ياقوت حموي نيز آن را مي‌ستايند. جرجي زيدان، زبان شناس عرب، از تفسير طبري با نام تفسير كبير ياد مي‌كند كه در مقايسه با تفسيرهاي پيشين جايگاهي ويژه دارد.


ن : khatereh
ت : يکشنبه 27 خرداد 1397


انسان ها 5 نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار ناخرسندی کند. نیازهای اساسی انسان در دیدگاه تئوری انتخاب عبارتند از:1-بقا 2-قدرت 3-عشق و تعلق خاطر 4-آزادی 5-تفریح و لذت

یاد آوری تئوری انتخاب: طبق نظریه انتخاب، منشأ اصلی ناخشنودی انسان ها ، روابط آسیب دیده یا از دست رفته است. علت این که روابط آدم ها آسیب می بیند هم این است که آنها در تمام عمر خود سعی در کنترل دیگران می کنند و این اصرار دائمی برای تحمیل خود بر دیگران، باعث می شود زندگی های مشترک و بسیاری از دوستی ها آسیب ببیند و گاه از بین برود.
تمایل برای کنترل دیگران نیز از دوران نوزادی با ما همراه است.
***
این که ما انسان ها چه نیازهایی داریم، بحثی دیرینه در میان انسان شناسان و روان شناسان و جامعه شناسان است و البته هنوز هم ادامه دارد.

دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب، بعد از دهه ها تحقیق و تجربه ، به این نتیجه رسیده است که انسان ها 5 نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار ناخرسندی کند. نکته اینجاست که ما، ارضای این نیازها را در تعامل و رابطه با دیگران جست و جو می کنیم.

نیازهای اساسی انسان در دیدگاه تئوری انتخاب عبارتند از:

1 - بقا
2 - قدرت
3 - عشق و تعلق خاطر
4 - آزادی
5 - تفریح و لذت

بقا
همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در امنیت زندگی کنند. بنابراین هر آنچه زندگی و امنیت و منافع شان را تهدید کند برایشان نامطلوب است. نیاز به بقا فقط در اصل حیات نیست. ثروتمندی که از ترس آینده، خساست به خرج می دهد در واقع نیاز به بقای بیشتری دارد از همتای خود که سخت نمی گیرد و در حد متعارف یک فرد دارا، خرج می کند.

قدرت
تمایل انسان ها به برتری جویی، سبقت از دیگران و پیشرفت را به طور خلاصه نیاز انسان به قدرت می نامیم.

عشق و تعلق خاطر
هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند.

آزادی
هر انسانی نیاز به آزادی دارد تا بتواند بدون مداخله گری دیگران آن طور که خود دوست دارد زندگی کند. خلوت انسان ها نیز بخشی از قلمرو آزادی است.

تفریح و لذت
تفریح را پاداش یادگیری هم گفته اند. بنابراین مجموعه ای از تمایلات انسان برای یادگیری و خنده و کامجویی از دنیا را تفریح و لذت می نامیم.

اگر نیازهای اساسی پنج گانه فوق در کسی ارضا شود، او خوشبخت ترین انسان است.
اگر در فردی هیچ کدام از این نیازها ولو به طور نسبی برآورده نشود، او را باید در زمره انسان های کاملاً ناخرسند جای داد.
بقیه انسان ها - که اکثریت جامعه انسانی را تشکیل می دهند - در حد فاصل این دو قرار می گیرند.

نکته ای که بهتر است فراموش نکنیم : این نیازها از انسانی به انسانی متفاوت است. مثلاً ممکن است کسی تمایلی به ریاست یک اداره کوچک هم نداشته باشد ولی دیگری تمام هم و غمش رسیدن به مقام وزارت باشد. نیاز به قدرت در این دو فرد، یکسان نیست.

یا ممکن است کسی به کارهای خطرناک دست بزند که ممکن است به بهای جانش تمام شود(مثل کسی که با موتورسیکلت کارهای نمایشی انجام می دهد) و دیگری برغم نیاز مالی و توانایی فنی، این کار را نکند. در شرایط مساوی، علت را باید در میزان نیاز هر یک از آنها به بقا جست و جو کرد.
یا کسی که هر شب قبل از خواب، همه درها را چک می کند که بسته باشند، نیاز بیشتری به امنیت دارد تا کسی که در شرایط برابر این کار را نمی کند.

ممکن است کسی عاشقانه به اطرافیانش مهر بورزد ولی دیگری خیلی خشک و بی روح برخورد کند. یکی ممکن است دوری از عزیزش را بیش از یک روز تاب نیاورد ولی آن عزیز بتواند بی هیچ مشکلی ماه ها دور از وی زندگی کند و دلتنگ نباشد.
بنابراین، نیاز به عشق و تعلق خاطر نیز در انسان ها یکسان نیست. با این حساب اگر یکی از زوجین، مدام به دیگری ابراز علاقه کند و دیگری این محبت را ابراز مداوم نکند، الزاماً معنی اش این نیست که دومی همسرش را دوست ندارد. علت این ماجرا در نیاز کمتر او به عشق و تعلق خاطر است.

در خصوص این نیاز باید گفت که ملاک سنجش آن، محبتی است که ابراز می کنیم و نه محبتی که دوست داریم دریافت کنیم.(کسی که بیشتر محبت می کند نیاز به عشق و تعلق خاطر در او بیشتر است)

همچنین ممکن است کسی دوست داشته باشد اوقات زیادی را آزادانه بگذراند و دیگری بخواهد در گروه (دوستان،خانواده و ...) و همرأی آنها اقدام کند.
ممکن است کسی بسیار علاقه مند به یاد گیری و تفریح باشد و دیگری کمتر.

حالا که نیازهای اساسی انسان ها را شناختیم و دانستیم که میزان نیاز به آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، می توانیم در بحث بعدی، یک گام بلند برداریم و به طور ریزتر بگوییم که چگونه ممکن است این نیازها در روابط انسانی آسیب ببینید و در نهایت به ناخشنودی ما منجر شوند.
تضاد در حوزه نیازهای 5 گانه

انسان ها در تعامل با یکدیگر، در صدد ارضای نیازهای اساسی خود هستند اما مشکل آنجا ایجاد می شود که بین ارضای نیازهایشان تضاد پیش می آید که این تضاد 5 حالت کلی دارد:

تضاد در حوزه "میزان نیاز به بقا
"

قبل از شروع بحث ذکر این نکته مهم است نیاز به بقا صرفاً در مرگ و زندگی خلاصه نمی شود بلکه بعد از آن، احتیاط و محافظه کاری، مهم ترین جلوه نیاز به بقاست.

اگر دو نفر که با یکدیگر رابطه دارند (مانند دو دوست، دو شریک و از همه مهم تر دو همسر) در میزان نیاز به بقا همخوانی نداشته باشند ممکن است بین شان اختلاف ایجاد شود.

فرض کنید نیاز به بقا در مرد به شدت بالاست و از این رو بسیار محافظه کار است. مرد و همسرش که نیاز به بقا در او کمتر است در روستایی با هم زندگی می کنند.
زن به مرد می گوید که بهتر است 10 روز به مسافرت برویم ولی مرد مخالفت می کند و می گوید در این مدت ممکن است بلایی بر سر دام هایمان بیاید و هر چه زن استدلال می کند که می توانند از فرزندان یا همسایه ها کمک بگیرند، شوهر قبول نمی کند.

شاید زن این بی میلی شوهرش را نشانه ای از این بداند که شوهرش او را دوست ندارد ولی واقعیت این است که پای تفاوت در میزان نیاز به بقا در میان است و ربطی به عشق و دوست داشتن ندارد.
همان طور که می بینید ، منشأ خیلی از سوء تفاهم ها این است که ما نمی دانیم در کدام یک از نیازهای اساسی دچار مشکل هستیم. در حالی که اگر محل دقیق مشکل را بدانیم ، یکراست سراغ همان نیاز اساسی می رویم و بقیه را وارد ماجرا نمی کنیم و قضیه را پیچیده تر نمی سازیم.

ادامه بحث ، موضوع را بازتر می کند.

تضاد در حوزه "میزان نیاز به قدرت"


شک نکنید که این یکی، منشأ بیشتری ناخشنودی های بشر است، از روابط کلان بین المللی بگیرید تا روابط زناشویی.

انسان هایی که نیاز به قدرت در ایشان قوی است، به شدت تمایل دارند بقیه را کنترل کنند و حرف ،حرف آنها باشد. تحمیل اراده بر دیگران، از خصوصیات اصلی این افراد است.

با این اوصاف، فرض کنید زن و مردی که هر دو نیاز شدیدی به قدرت دارند با هم ازدواج می کنند. کاملاً قابل پیش بینی است که چه زندگی پر تنشی خواهند داشت زیرا هر کدام از آنها، طبق نیاز ژنتیکی اش به قدرت می خواهد بر دیگری اِعمال قدرت کند و حرف خود را بر کرسی بنشاند. (میزان نیاز انسان به هر کدام از "بقا،قدرت،عشق و تعلق خاطر،آزادی و تفریح و لذت" را ژن ها تعیین می کنند.)

در اینجا نیز شایع ترین سوء تفاهم این است که همسرم مرا دوست ندارد و الّا این همه زور نمی گفت. حال آن که ماجرا ، اینجا هم ربطی به عشق ندارد و داستان، داستان تکراری قدرت است.

در روابط بین دوستان و شرکا و ... هم این گونه است و بسیاری از ما ، اگر ببینیم دوست مان در صدد سلطه جویی است و مدام می خواهد حرف خودش را بر کرسی بنشاند و به نظر ما اهمیتی نمی دهد، از او آزرده خاطر می شویم و حتی ممکن است به دوستی مان ادامه ندهیم.

اما اگر نیاز به قدرت در یکی از دو طرف کم باشد، مشکل حدی به وجود نمی آید زیرا کسی که نیاز کمی به اعمال قدرت دارد، نه تنها در صدد تحمیل اراده خود بر نمی آید بلکه از این که حرف آخر، حرف او نباشد هم نمی رنجد.
اگر هم هر دو، نیاز اندکی به قدرت داشته باشند، بسیار راحت تر با هم کنار می آیند و با مشورت همدیگر کارها را پیش می برند.

تضاد در حوزه " عشق و احساس تعلق"

قبلاً گفتیم که ملاک در سنجش این نیاز، میزان محبتی است که فرد به دیگری ارائه می دهد نه میزان محبتی که دوست دارد تحویل بگیرد.
اگر زن و شوهر ، هر دو نیاز بالایی به عشق و احساس تعلق داشته باشند، مدام نسبت به یکدیگر محبت می کنند و از این نظر، زندگی گرمی خواهند داشت.

اما ممکن است این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد. در چنین وضعی، آن که نیاز بالاتری دارد، چون به همان میزان که محبت می دهد، محبت نمی گیرد، دچار این باور می شود که همسرش او را دوست ندارد. در حالی که اغلب همسرش هم او را دوست دارد ولی به صورت ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده است که نمی تواند ( نه این که نمی خواهد) به اندازه طرف مقابل، ابراز عشق کند.

اگر دو طرف، در این حوزه نیاز اندکی داشته باشند هم زندگی شان مختل نمی شود زیرا تعادل مهرورزی برقرار است.

تضاد در حوزه "میزان نیاز به آزادی"


کسی که نمی تواند اراده دیگران را تاب بیاورد و دوست دارد مطابق میل خود زندگی کند، هر جا خواست برود و هر کاری خواست انجام دهد و کسی که مقررات گریز است، نیازش به آزادی در حد بالایی است.
اگر دو نفر که نیاز به آزادی در آنها زیاد است با یکدیگر ازدواج کنند، امکان این که درگیر تنش ارتباطی شوند وجود دارد زیرا هر کدام از آنها طبق قاعده گریز از مرکز رفتار می کنند و دوست دارند جدا از هم و بدون قید و بندهای یکدیگر زندگی کنند. البته منظور الزاماً اقداماتی که جامعه آنها را غیراخلاقی می داند نیست بلکه در حالت احساس نیاز شدید به آزادی، افراد تعهد به طرف مقابل را نادیده می گیرند. مثلاً دوست دارند تنهایی به سینما بروند تا این که با شریک زندگی خود مشورت کنند که کدام فیلم را ببینند، کدام سینما بروند، چه ساعتی بروند، چه تنقلاتی بخرند و ... .

زندگی های مشترک افرادی که هر دو طرف شدیداً نیازمند آزادی و فردیت هستند، در خطر تنش و طلاق است زیرا این قبیل آدم ها، بعد از مدتی که از همدیگر فاصله می گیرند و نهایتاً از هم جدا می شوند. احتمالاً بسیاری از زوج هایی که طلاق نگرفته اند ولی در خانه های جدا از هم زندگی می کنند، افرادی هستند که به شدت نیازمند آزادی اند و فردگرایی شان بالاست.

تفاوت "نیاز به قدرت" و "نیاز به آزادی" در این است که در اولی، شخص می خواهد خود را بر دیگری تحمیل کند و در دومی، شخص در صدد تحمیل اراده خود بر دیگری نیست ولی در عین حال، حال و حوصله خرده فرمایشات دیگران را هم ندارد.

تضاد در حوزه "تفریح و لذت"


اگر این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد، مشکل ارتباطی ایجاد می شود. مثلاً فرض کنید کودک درون مرد هنوز زنده است و شادی می کند و علاقمند به یادگیری و خنده است و با بچه های فامیل بازی می کند و در یکی مهمانی خانوادگی برایشان تقلید صدا می کند اما زن، این چنین نیست و حتی به سختی می خندد.
در این فرض، زن، شوهر خود را موجودی لوده و مسخره تصور می کند و مرد هم زنش را فردی متکبر و بی روح.

اگر این نیاز در هر دو بالا باشد، زندگی شان از این منظر، می تواند پر شور و هیجان باشد. اگر هم هر دو نیاز اندکی به تفریح و لذت داشته باشند، لااقل در خصوص این نیاز اساسی، با هم دعوا نخواهند کرد و مثلاً هیچ گاه بین شان این بحث در نخواهد گرفت که با هم سوار چرخ و فلک بزرگ شهر بشوند یا نه؟!

با این اوصاف بهترین روابط در حالتی شکل می گیرد میزان نیازها طبق فرمول زیر باشد:

نیاز دو طرف به "قدرت و آزادی"--------» کم
نیاز دو طرف به "عشق و تعلق خاطر" و "لذت و تفریح" -------»زیاد
نیاز دو طرف به "بقا"--------» متوسط

مثال: علی و مینا با یکدیگر ازدواج کرده اند. هیچ کدام شان در زندگی مشترک قدرت طلبی نمی کنند و به کرسی نشاندن حرف شان برایشان خط قرمز نیست. (نیاز به قدرت شان کم است) ، همچنین خیلی نیازمند نیستند که زمان زیادی را در خلوت یا با دوستان شان بگذرانند (نیازشان به آزادی از یکدیگر هم کم است).

آنها در عین حال، بسیار به یکدیگر عشق می وزرند و محبت می کنند(معلوم است که نیاز هر دو به تعلق خاطر بالاست) و دوست دارند تفریح کنند و یاد بگیرند(نیاز به لذت و تفریح شان هم بالاست و چون در عین حال نیازشان به آزادی نیز کم است، این تفریح و لذت را در کنار هم هستند.)

آنها در عین حال، زندگی را خیلی سخت نمی گیرند و مثلاً خساست به خرج نمی دهند و نه خیلی به زندگی بی اعتنا هستند که زندگی و امنیت شان به خطر بیفتد( نیاز به بقا در آنها متوسط است.)

با سنجش میزان هر کدام از نیازهای 5 گانه می توان گفت که آنها زوج خوشبختی هستند. حالا کافی است فقط جای "کم" و "زیاد" را عوض کنید تا آینده نه چندان خوبی در انتظار این خانواده گوچک دو نفره باشد.

حال 2 سؤال مهم پیش می آید:
1 - چگونه تشخیص دهیم که میزان نیاز هر کدام از ما به این موارد کم است یا زیاد یا متوسط؟

2 - اگر با کسی ازدواج کرده ایم (یا دوست و همکار هستیم) و حالا متوجه شده ایم که بر مبنای نیازهای پنج گانه با هم مشکل داریم چه کنیم؟


* در نوشتار بعدی جواب این دو سؤال را می دهیم.


توصیه: کتاب "تئوری انتخاب"، نوشته دکتر ویلیام گلاسر را با ترجمه عالی دکتر علی صاحبی تهیه کنید و با شریک زندگی تان بخوانید.

تمرین:
- سعی کنید رفتارهای خود و اطرافیان تان را بر اساس نیازهای پنجگانه توضیح دهید.


ن : khatereh
ت : يکشنبه 27 خرداد 1397

پژوهشگران درتحقیقات اخیر خودبه این نتیجه رسیده‌اندکه افرادگرسنه درزمان گرسنگی حالت‌ها واحساسات ناخوشایندی رادرک کرده وبروزمی‌دهندکه از آن ناخرسند بوده وبه‌نوعی آن را درک کرده امابر آن تمرکز ندارند.


تجربه نشان داده است که در هنگام گرسنگی، افراد دچار خشم و عصبانیت شده و این موضوع ضربه سنگینی ازنظر روحی و روانی ایجاد می‌کند. بر اساس گفته پژوهشگران، این حالت می‌تواند در اثر درگیری زیستی، شخصیت و نشانه‌های محیطی ایجاد شود. مطالعات انجام‌گرفته همچنین نشان داده که افراد گرسنه در زمان گرسنگی حالت‌ها و احساسات ناخوشایند تنش و نفرت را درحالی‌که بر حالات و احساسات خود تمرکزی نداشته‌اند حس کرده و گزارش داده‌اند.

افرادی که زمان خود را صرف فکر کردن درباره احساساتشان می‌کنند، حتی وقتی گرسنه هستند تغییرات احساسی یا ادراک اجتماعی خود را اعلام نمی‌کنند که این مسئله اهمیت هوشیاری و آگاهی فرد را ثابت می‌کند درحالی‌که بر این احساسات تمرکزی ندارند.

جنیفر مک کورمک (Jennifer MacCormack) از پژوهشگران دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل(Chapel Hill)، ایالات‌متحده آمریکا که در این پروژه تحقیقاتی همکاری داشته است، در این رابطه اظهار داشت: «همه ما می‌دانیم که ممکن است گرسنگی بر احساسات و ادراک ما از جهان اطراف تأثیر بگذارد اما اخیراً فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد در معنای کلمه گرسنگی، توضیح حالت و خشم بد یا زودرنجی و کج‌خلقی در اثر گرسنگی را به‌کاربرده است.»

در این پروژه پژوهشی، محققان ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه را در زمان گرسنگی موردبررسی قراردادند. آن‌ها در ابتدا از دانشجویان پرسیدند که صبحانه خورده‌اند، یا ناشتا بوده و از صبح چیزی نخورده‌اند و سپس از آن‌ها خواستند تا یک تمرینی از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ای را که دانشجویان از آن آگاهی لازم را ندارند، در کامپیوتر انجام دهند. دانشجویان پس از انجام فعالیت تمرینی خود، به پرسشنامه‌ای پاسخ دادند که نشان می‌داد شرکت‌کنندگان گرسنه فکر می‌کردند که پژوهشگران این آزمایش را طوری اداره می‌کنند که بیشتر قضاوت کننده باشد.

آن‌هایی که زمان خود را صرف فکر کردن درباره احساساتشان می‌کنند، حتی وقتی گرسنه هستند تغییرات احساسی یا ادراک اجتماعی خود را گزارش نمی‌دهند که این مسئله اهمیت هوشیاری و آگاهی فرد را ثابت می‌کند.

کریستین لینچیست (Kristen Lindquist) از دیگر پژوهشگران دانشگاه مذکور در این رابطه اظهار داشت: «ما دریافتیم، احساساتی که در زمان گرسنگی در شما بروز داده می‌شود، درحالی‌که از گرسنگی احساس ناخوشایندی می‌کنید، با احساسات قوی در مورد دیگران و یا موقعیتی که شما در آن هستید، تفسیر می‌شود.»

به اعتقاد مک کور مک «بدن ما لحظه‌به‌لحظه نقش مهمی را در شکل دادن به تجربیات، درک و رفتارمان بازی می‌کند خواه ما در حالت گرسنگی یا خستگی یا بیماری یا تندرستی و سرحالی باشیم.»شرح کامل این پژوهش‌ها و نتایج حاصل از آن در آخرین شماره مجله تخصصی احساسات (journal Emotion) به چاپ رسیده و قابل‌دسترس است.


ن : khatereh
ت : يکشنبه 27 خرداد 1397

بسیاری ازما شغل خود راسخت ترین کاردنیا می دانیم. البته شکی نیست که هرشغلی سختی های خاص خودرادارداما بعضی مشاغل علاوه بردشواری هایی که دارند،با مخاطرات زیادی هم همراه هستند.



بسیاری از ما شغل خود را سخت ترین کار دنیا می دانیم. البته شکی نیست که هر شغلی سختی های خاص خود را دارد اما بعضی مشاغل علاوه بر دشواری هایی که دارند، با مخاطرات زیادی هم همراه هستند.جالب است که بسیاری از شغل هایی که در نگاه اول بی دردسر به نظر می رسند در حقیقت مشکلات و خطرات زیادی دارند. در ادامه به ۱۳ مورد از پر مخاطره ترین مشاغل دنیا می پردازیم.

۱- چوب برها

کارگران چوب بری در حالی که میان زمین و هوا معلق هستند با ابزارهای سنگین و خطرناک چوب بری کار می کنند. اداره ی آمار وزارت کار ایالات متحده امریکا با توجه به نرخ مرگ و میر در این شغل چوب بری، آن را یکی از پر مخاطره ترین مشاغل در این کشور اعلام کرده است. سقوط درختان و بروز اشتباه در هنگام کار با تجهیزات، مهم ترین عوامل مرگ و میر در این شغل هستند.

۲- جوشکاران زیر آب

ارتفاع زیاد و سرو کار داشتن با تجهیزات سنگین و مواد خطرناک و اشتعال زا تنها بخشی از مخاطرات این شغل هستند. اما جالب آنکه یکی از مهم ترین عوامل مرگ و میر در این شغل، سوانح رانندگی است. خستگی مفرط کارکنان و همینطور مسافت زیاد و ایمن نبودن مسیرهای دسترسی به میادین نفتی علل اصلی این تصادف ها هستند.

۳- کارکنان میادین نفتی

ارتفاع زیاد و سرو کار داشتن با تجهیزات سنگین و مواد خطرناک و اشتعال زا تنها بخشی از مخاطرات این شغل هستند. اما جالب آنکه یکی از مهم ترین عوامل مرگ و میر در این شغل، سوانح رانندگی است. خستگی مفرط کارکنان و همینطور مسافت زیاد و ایمن نبودن مسیرهای دسترسی به میادین نفتی علل اصلی این تصادف ها هستند.

۴- دامپزشکان

اگرچه مسائلی مانند گاز گرفتن حیوانات و بروز عفونت و ابتلا به بیماری های مختلف از مشکلات شغل دامپزشکی هستند اما در کشور استرالیا مشکلات روانی مهم ترین مسأله در میان دامپزشکان است، به طوری که طبق گزارش انجمن دامپزشکی استرالیا احتمال خودکشی در میان دامپزشکان چهار برابر بیشتر از سایر افراد است. علت دقیق این مسأله هنوز مشخص نیست اما عواملی مثل اضطراب بالا، رنج های عاطفی ناشی از کشتن حیوانات (برای نجات آن ها از درد) و مسائل اقتصادی از مشکلات این شغل هستند.

۵- ماهیگیران

ماهیگیری و سایر مشاغل این حوزه در فهرست پر مخاطره ترین مشاغل ایالات متحده ی امریکا قرار دارند. ماهیگیران بر روی آب با عناصر غیر قابل پیش بینی طبیعت سر و کار دارند، به کمک های پزشکی دسترسی ندارد و به امید کسب اندک مزد روزانه ای جان خود را به خطر می اندازند. مهم ترین علت مرگ و میر در این شغل غرق شدگی است.

۶- کارگران ساختمانی

ارتفاع زیاد، کار با تیرآهن ها، ریزش دیوارها، وجود کابل های برق و ابزارهای معلق در هوا تنها بخشی از مخاطرات این شغل هستند. کارگری ساختمان با توجه به نرخ مرگ و میر این شغل، در فهرست پر مخاطره ترین مشاغل ایالات متحده ی امریکا قرار دارد. سقوط از ارتفاع علت اصلی مرگ و میر در این شغل است و قطع اعضای بدن، شکستگی استخوان ها، آسیب های عضلانی و سوختگی مهم ترین صدمات ناشی از کار با تیرآهن ها و قطعات فولادی هستند.

۷- خلبان ها و مهندسین پرواز

اگرچه در سال های اخیر ایمنی خطوط هوایی تجاری افزایش یافته اما نرخ مرگ و میر خلبانان هواپیماهای کوچک تر مثل تاکسی-هواپیماها و هواپیماهای کشاورزی کماکان قابل توجه است. اشتباهات انسانی، مشکلات فنی و تلاطم های هوایی مهم ترین علل مرگ و میر در میان خلبانان و مهندسین پرواز هستند.

۸- کشاورزان

کار کشاورزی تنها به دوشیدن شیر گاوها یا کاشت محصولات محدود نمی شود. کار با تجهیزات سنگین، قرار گرفتن در معرض آفتاب، سر و کار داشتن با حیوانات و مخاطرات کار با مواد شیمیایی، از مشکلات کشاورزان، دامداران و دیگر کارگران این حوزه هستند. کشاورزی یکی از پر مخاطره ترین مشاغل در ایالات متحده ی امریکا، استرالیا و بسیاری از دیگر کشورها است. مهم ترین عامل مرگ و میر در این شغل، سوانح رانندگی است.

۹- کارگران معدن

به طور قطع درآمد این شغل در هیچ کجای دنیا ارزش مخاطرات آن را ندارد. وقوع انفجار، ریزش تونل معدن، نشت مواد شیمیایی، خستگی مفرط، سقوط، برق گرفتگی، وجود گازهای سمی و سر و کار داشتن با بارهای سنگین، برخی از مشکلات شغل کارگران معدن هستند. کشور چین بزرگ ترین صنعت در حوزه ی معدن و همچنین بالاترین آمار مرگ و میر در این شغل را دارد، به طوری که طبق گزارشات ۸۰ درصد از مرگ و میر در معدن های زغال سنگ سراسر دنیا مربوط به کشور چین است و اغلب به دلیل وقوع انفجار رخ می دهد.

۱۰- مأموران پلیس

مهم ترین تفاوت این شغل با دیگر مشاغل، خطر به قتل رسیدن است. هر ساله بخشی از آمار مرگ و میر مأموران پلیس مربوط به موارد به قتل رسیدن آن ها است.

۱۱- رانندگان کامیون

رانندگی کامیون هم یکی از پر مخاطره مشاغل در ایالات متحده ی امریکا است. برخی رانندگان بارهای سنگین و خطرناکی را طی مسافتی طولانی حمل می کنند و از آنجایی که گاهی با خستگی رانندگی می کنند احتمال مرگ بر اثر تصادف بالا می رود. در حقیقت تصادفات رانندگی مهم ترین علت مرگ و میر در این شغل است.

۱۲- بدل کارها

اساس این شغل خطر کردن است و بدل کارها برای انجام کارهای دیوانه واری استخدام می شود که با خطرات زیادی همراه هستند. کارهایی مثل پریدن از ارتفاع زیاد، سقوط با ماشین یا استفاده از سلاح های واقعی می توانند منجر به آسیب بدنی یا حتی مرگ شوند.

۱۳- کارگران فضاهای سبز

اگرچه رسیدگی به پارک ها و فضاهای سبز شغل بی دردسری به نظر می رسد اما طبق گزارش اداره ی آمار وزارت کار ایالات متحده ی امریکا، این کارگران یکی از پر مخاطره ترین مشاغل را بر عهده دارند. سوانح رانندگی مهم ترین علت مرگ در این شغل است اما سقوط از ارتفاع، برخورد با اشیاء معلق و برق گرفتگی هم از دیگر دلایل مرگ و میر این کارگران است.


ن : khatereh
ت : يکشنبه 27 خرداد 1397
جهت اطلاع از کد های قالب و ویــــرایش قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)